تک درخت زندگیم سوخت بگذارجنگل بسوزد عاشقشم |
|||
هرگاه ازشدت تنهایی بسرم حوس اعتماددوباره میزند خنجرخیانتی راکه درپشتم فرورفته رادرمیاورم میبوسمش اندکی نمک بررویش میپاشم ودوباره سره جایش میگذارم از طرف من به اوبگویید خیالش تخت منه دیوانه هنوزبه خنجرش وفادارم!!! نظرات شما عزیزان:
موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() |
|||
![]() |